غزل شمارهٔ ۴۹۳ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
هرچه آید در نظر چون او بود
عین او درچشم ما نیکو بود
موج و دریا نزد ما باشد یکی
گرچه آن یک اسم و رسمش دو بود
گفتم این رشته مگر باشد دو تو
سر به سر دیدم همه یک تو بود
جز وجود او نمی یابم دگر
با وجود او وجودی چو بود
بوی دستنبوش می آید ز دست
هر که را در دست دستنبو بود
وجه او در وجه هر یک رو نمود
آن یکی با هر یکی یک رو بود
زلف سید را نمی آری به دست
تا حجاب راه تو یک مو بود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان یگانگی وجود و ارتباط با حقیقت الهی میپردازد. شاعر میگوید که هر آنچه در نظر ما میآید در واقع انعکاسی از حقیقت واحدی است که همان وجود خداوند است. او به یگانگی دریا و موج اشاره میکند و میگوید که اگرچه این دو نام و ظاهر متفاوت دارند، اما در ذات یکی هستند. شاعر تأکید میکند که جز وجود خداوند چیزی نمییابد و همه چیز در حقیقت به او مرتبط است. همچنین اشاره دارد که هر کس با او مرتبط باشد، خاصیت و ویژگیهایی از او را در خود حس میکند. به طور کلی، شعر مفهومی از وحدت وجود و پیوند عمیق با الهی را منتقل میکند.