غزل شمارهٔ ۴۹۴ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
چشم ما روشن به نور او بود
این چنین چشمی خوش و نیکو بود
آینه با او نشسته روبرو
روشنی آئینه را زان رو بود
گر تو می گوئی که این رشته دو تو است
تو غلط گفتی که آن یک تو بود
قطره و دریا به نزد ما یکی است
دو نماید در نظر نی دو بود
هر که او را یافت آن را یافته
همچو ما دایم به جست و جو بود
جود او بخشید عالم را وجود
بی وجود او وجودی چو بود
نعمت الله مظهر اسمای اوست
اسم او ذات و صفات او بود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این اشعار به توصیف نور و وجود الهی میپردازد. شاعر میگوید که چشم ما به نور الهی روشن است و این نور زیبایی خاصی به دنیای ما میبخشد. همچنین، او به این نکته اشاره میکند که وجودی که ما به آن مینگریم، در حقیقت یکی است و دوگانگی در نظر ما ایجاد میشود. شاعر بر این باور است که هر کسی که خدا را مییابد، حقیقت را یافته است و زندگی به دنبال درک و شناخت این وجود است. در نهایت، شاعر میگوید که وجود خداوند موجب آفرینش تمام موجودات است و نعمت الهی نمایانگر نامهای او میباشد.