نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۴۹۷ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

هرچه ما را می رسد از او بود

چون از او باشد همه نیکو بود

ز آفتاب حسن او هر ذره ای

روشنش بنگر که آن مه رو بود

ما به او موجود و او پیدا به ما

خود نباشد هر که او بی او بود

عاقبت معشوق بنماید جمال

عاشق ار چون ما به جستجو بود

می نماید رشتهٔ عالم دو تو

در حقیقت رشتهٔ یک تو بود

سر توحید است و نیکو یاددار

هر که داند بنده را آنجو بود

نعمت الله دنیی و عقبی گرفت

این و آن بی نعمت الله چو بود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن به بحث درباره وجود و حقیقت معشوق در عرفان می‌پردازد. در آن بیان می‌شود که هرچه به ما می‌رسد، از اوست و چون همه چیز از او باشد، نیکوست. شاعر با اشاره به زیبایی‌های معشوق، به این نکته می‌پردازد که ما از وجود او هستیم و او در ما نمایان است. در نهایت، بیان می‌کند که درک حقیقت و توحید، شناخت خوبی را در پی دارد و نعمت‌های الهی هم در این راستا به دست می‌آید. به طور کلی، پیام متن ایست به وحدت وجود و اهمیت شناخت معشوق الهی در زندگی انسان.