غزل شمارهٔ ۵۰۰ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
عاشقی از عاقلی خوشتر بود
غرقهٔ دریای ما خوشتر بود
یک سر مو میل غیری کی کند
هر که را سودای او بر سر بود
عقل را نقش و خیالی دیگر است
ذوق عشق و حال او دیگر بود
ای که گوئی ترک غیر او بگو
هرچه فرمائی بگویم گر بود
عشق سرمست است و جام می به دست
لاجرم سلطان بحر و بر بود
بازیابی لذت رندان ما
گر حریفت ساقی کوثر بود
نعمت الله از خدا جوید مدام
هر که یار آل پیغمبر بود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره برتری عشق بر عقل است. شاعر بیان میکند که تجربه عاشقی و شور عشق از عقل و تفکر برتر و شیرینتر است. او به زیبایی عشق و حالاتی که در آن وجود دارد اشاره کرده و عقیده دارد که عشق انسان را در دنیای دیگری فرو میبرد. در نهایت، شاعر به قدرت و بزرگی عشق اشاره میکند و به طلب نعمت و خوشبختی از خداوند، به ویژه برای کسانی که با اهل بیت پیامبر (ص) مرتبط هستند، تأکید میکند.