نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۴۹۹ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

آینه چندان که روشن تر بود

روی خود دیدن در او خوشتر بود

دل بود آئینهٔ گیتی نما

در نظر صاحبدلی را گر بود

خوش سر داری و ما سردار آن

بر سر دار این چنین سرور بود

گفتهٔ مستانهٔ ما دیگر است

شعر یاران دیگر آن دیگر بود

مه شود روشن به نور آفتاب

نور ما از این و آن انور بود

سر به پای خم می بنهاده ایم

تاج شاهی لایق این سر بود

نعمت الله جو که همراه خوشی است

تا تو را در عاشقی رهبر بود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی‌های عشق و دل‌باختگی اشاره دارد. در آن به تصویر آینه‌ای که روشنایی و زیبایی را منعکس می‌کند، اشاره می‌شود و دل را به عنوان آینه‌ای می‌داند که دنیای عشق را نمایش می‌دهد. شاعر از شادی و سروری که در عشق می‌یابد سخن می‌گوید و بیان می‌کند که در کنار معشوق، خوشی و نعمت واقعی را تجربه می‌کند. همچنین بر این نکته تأکید می‌کند که عشق به مثابه راهنمایی در زندگی است.