غزل شمارهٔ ۵ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
رند مستی جو دمی با او برآ
از در میخانهٔ ما خوش درآ
مجلس ما را غنیمت می شمر
زانکه اینجا خوشتر از هر دو سرا
جام می بستان و مستانه بنوش
قول ما می گو سرودی می سرا
خوش خراباتی و خم می سبیل
ما چنین مست و تو مخموری چرا
آب چشم ما روان بر روی ما است
باز می گویند با هم ماجرا
ماه من امشب برآمد خوش خوشی
تو بیا تا روز امشب خوش برآ
نعمت دنیی و عقبی آن تو
نعمت الله از همه عالم مرا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر دعوت میکند که به میخانه بیاییم و از لذتهای زندگی بهرهمند شویم. او میگوید که مجلس ما ارزشمند است و اینجا شادی بیشتری از هر جای دیگر وجود دارد. شاعر از شراب و مستانه بودن میگوید و به طرف مقابل یعنی معشوق تاکید میکند که چرا او باید بیحال باشد در حالی که ما در حال مستی هستیم. همچنین، او از زیباییهای شب و نعمتهای دنیوی و معنوی سخن میگوید و دعوت به شادی و سرور از زندگی میکند.