غزل شمارهٔ ۹ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
از ازل تا ابد خواند مرا
یار من محروم کی ماند مرا
من به غیر او نکردم التفات
حضرت او نیک می داند مرا
عاقبت تاج سر شاهان شوم
گر به خاک راه بنشاند مرا
یک مس بی او نخواهم زد دگر
تا دمی از خویش بستاند مرا
رو بدان درگاه دارم روز و شب
از در خود یار کی راند مرا
تا ز من یابند مردم بهره ها
چون درخت میوه افشاند مرا
نعمت الله را نداند هیچ کس
در همه عالم خدا داند مرا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر عشق و ارتباط عمیق شاعر با معشوق الهیاش است. شاعر از ازل تا ابد به یاد او بوده و به کسی غیر از او التفاتی ندارد. او امید دارد که در نهایت به مقام بلندی دست یابد. شاعر بر این اعتقاد است که تا زمانی که به یاد معشوق است، هیچ چیز دیگری را نمیخواهد و در پی آن است که دیگران نیز از وجود او بهرهمند شوند. در نهایت، شاعر بر آن است که فقط خداوند است که نعمتهای او را درک میکند و دیگران از این نعمتها بیخبرند.