نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۵۰ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

جامیست چه جم نما دل ما

بنموده خدا به ما دل ما

شمع دل ماست نور عالم

افروخت به خود خدا دل ما

عشقش بحریست بیکرانه

خوش بحری و آشنا دل ما

سلطان عشقست و دل غلامش

او پادشه و گدا دل ما

درد دل ما دوای جان است

به زین چه کند دوا دل ما

عهدی بستیم و جاودان است

پیوند نگار با دل ما

در خلوت خاص سید ما

او خانه خدا ، سرا دل ما

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر از عطار یا جامی، توصیف عمیقی از عشق و ارتباط دل انسان با خدا دارد. شاعر بیان می‌کند که دل انسان تجلی خداوند است و عشق به او همچون دریایی پهناور و سرشار از آشنایی است. دل ما روشنایی و نور عالم به شمار می‌آید که خداوند آن را افروخته است. همچنین، عشق را به‌عنوان سلطان و خود را به‌عنوان گدای او معرفی می‌کند. درد دل ما نیز درمان زندگی محسوب می‌شود و پیوند ما با معشوق (خدا) دائمی و همیشگی است. در نهایت، شاعر اشاره می‌کند که در خلوت خاص خود، خدا خانه دل ما است.