نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۵۱ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

مشک چه بود شمه ای از موی ما

چیست عنبر والهٔ گیسوی ما

آب چشم ما به هر سو می رود

هم ز چشم ماست آب روی ما

صبحدم باد صباخوشبو بود

می برد گردی ز خاک کوی ما

تا قبول حضرت سلطان شدیم

شاه ترکستان بود هندوی ما

غرق دریائیم اگر تو تشنه ای

آب می جوئی قدم نه سوی ما

عود دل در مجمر سینه بسوخت

بزم ما خوشبو شده از بوی ما

عاقلان را گفتگوئی دیگر است

قول عشاقست گفتگوی ما

عید قربانست طوئی میکنیم

جانها قربان شده در طوی ما

سیدیم و عاشقان را بنده ایم

لاجرم عالم بود آن جوی ما

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف زیبایی‌ها و عشق می‌پردازد. شاعر با استفاده از نمادها و تصاویر شاعرانه، احساسات عمیق خود را بیان می‌کند. او به مو و بوی معشوق اشاره می‌کند و آب چشم را نشانی از محبت و دل‌تنگی می‌داند. همچنین، او به بزم‌های عاشقانه و روحانی اشاره کرده و عشق را فراتر از گفتگوی عاقلانه می‌داند. در نهایت، شاعر به قربانی دادن جان برای معشوق می‌پردازد و عشق را به عنوان جوی زندگی و وجود خود معرفی می‌کند.