غزل شمارهٔ ۵۰۴ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
فعل عالم ظل فعل الله بود
این کسی داند که او آگه بود
مظهر افعال او باشد همه
خود گدائی گیر و خواهی شه بود
نور می یابد قمر از آفتاب
گرچه ظاهر نور، نور مه بود
مرد دانا سر نپیچد زین سخن
غیر نادانی که او گمره بود
کی شود مایل به سلطانی مصر
هر که او با یوسفی در چه بود
خاک پایش توتیای چشم ماست
رند سرمستی کز آن درگه بود
هر چه بینی نعمت الله بود
نعمت الله در همه عالم یکی است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این بیتها به مفاهیم عمیق عرفانی اشاره دارند. شاعر به این نکته اشاره میکند که عالم همواره تجلی خداوند است و تنها کسی میتواند این حقیقت را درک کند که آگاه باشد. همه موجودات مظهر افعال الهی هستند و انسانهای با معرفت به این مسئله واقفند. همچنین، شاعر به اهمیت مقام نبوت و بزرگی افراد نظیر حضرت یوسف اشاره میکند و میگوید که همه چیز در جهان از نعمتهای خداوند است و این نعمتها در واقع یکی هستند. به طور کلی این اشعار به بسط معرفت، آگاهی و ارتباط عمیق با خداوند میپردازند.