غزل شمارهٔ ۵۰۷ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
گر آتش آه ما درافتد
صد شاه به یک نفس برافتد
دستی چه بود هزاردستان
گر دست زنیم بر سر افتد
افتاد به خاک و بر نخیزد
آن کو به دعای ما درافتد
در دامن ما کسی که زد دست
هستیم یقین که کمتر افتد
دجال اگر به خر نشیند
آید روزی که از خر افتد
وان کس که به صدق درنیامد
در خانهٔ فقر بر در افتد
هر کس که رسد به نعمت الله
بر درگه او چو قنبر افتد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر قدرت و تأثیر دعای انسانها و سرنوشت آنهاست. شاعر میگوید که اگر آتش اندوه و آه ما شعلهور شود، حتی پادشاهان نیز به یکباره سقوط خواهند کرد. همچنین تأکید دارد که اگر فردی به سمت ما بیفتد، نشاندهنده اعتماد و اطمینان ما به اوست. برخی افراد با وجود تظاهر به صداقت، در نهایت به فقر و نیازمندی دچار خواهند شد. در نهایت، کسی که از نعمتهای الهی بهرهمند میشود، در نزد خداوند همچون خادمی افتاده خواهد بود. این اشعار به نوعی به مسأله تقدیر و نیکی و بدبختی در زندگی اشاره دارند.