غزل شمارهٔ ۵۰۸ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
چشم ما آبش به هرسو میرود
آبروی ماست بر رو میرود
میرود از چشم ما آب خوشی
همچو سیلابی که از جو میرود
دل چو دست و سر به پای او فکند
بر سر کویش به پهلو میرود
گر بیاید جان به او آید برم
ور رود پیوسته با او میرود
هرکسی کو میرود در راه عشق
گو برو خوش خوش که نیکو میرود
در هوای زلف او باد صبا
گشته سرگردان به هرسو میرود
هرکه او بنشست با سید دمی
جاودان پیوسته سر جو میرود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به حسرت و عشق اشاره دارد و بیانگر این است که چشمان انسان از زیباییها و عشق میسوزد و آبروی او نیز بر باد میرود. دل به سوی معشوق روانه میشود و حس سرگردانی بر او غالب میشود. هر کسی که در مسیر عشق گام میگذارد، باید خوشحال باشد که در این راه قدم میزند. باد صبا به عشق معشوق میوزد و همه را به سمت او میکشاند. کسانی که در کنار او نشستهاند، همیشه در یاد او باقی میمانند.