نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۵۰۹ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

خون دل از دیده بر رو می رود

آبروی ما به هر سو می رود

جمع گشته قطره قطره آب چشم

همچو سیلی سوی هر جو می رود

می رود دل بر در میخانه باز

آفرین بر وی که نیکو می رود

جان به جانان ده که جانان جان تست

جان چه کار آید تو را چو می رود

در بیابان فنا مرد خدا

بی سر و پا خوش به پهلو می رود

آفتابست او و ما چون سایه ایم

می رویم آنجا روان کو می رود

نعمت الله می رود در راه تو

در پیش می رو که نیکو می رود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره غم و اندوه ناشی از جدایی و فراق است. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا، وضعیت دلbroken را توصیف می‌کند که اشک‌ها مانند سیل به هر سو سرازیر می‌شوند. او به میخانه و جستجوی معشوق اشاره می‌کند و به این نکته می‌پردازد که جان باید به انسانیت و عشق سپرده شود. در نهایت، او اشاره می‌کند که در مسیر حق و حقیقت، نیکو می‌رود و به محبوب واقعی نزدیک‌تر می‌شود.