غزل شمارهٔ ۵۱۰ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
آب چشم ما به هر سو می رود
خوش روان از دیده بر رو می رود
می رود خاطر به کوی می فروش
آفرین بر وی که نیکو می رود
ای که گوئی از در دلبر برو
کی رود دل از درش چو می رود
در طریق عشق دل چون عاشقان
گه به سینه گه به پهلو می رود
می کنم خود را ملامت سالها
عمر اگر یک لحظه بی او می رود
در هوای زلف او باد صبا
خوش روان گشته به هر سو می رود
رو مپیچ از نعمت الله زان که او
رو به راه آورد یک رو می رود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر احساس عمیق عاشقانه و دلتنگی است. شاعر به توصیف آب چشم و اشک میپردازد که از دیدگانش جاری میشود و این اشک به خاطر عشق و دلباختگی است. او به یاد محبوبش و عشق او میافتد و دلش به سوی میفروش و عشق میرود. همچنین اشاره میکند که عمرش بیمحبوب دمی بیارزش است و در هوای زلف محبوب تا به خود را ملامت میکند. در نهایت میافزاید که نباید از نعمتهای الهی غافل شد، چرا که عشق و محبت راهی است که به زندگی و سعادت میانجامد.