نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۵۱۲ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

عقل دوراندیش هردم جای دیگر می‌رود

دیگ سودایش همیشه نیک بر سر می‌رود

چون به بزم ما در آید نیک حیران می‌دود

زود بگریزد رود بیرون و ابتر می‌رود

عشق سرمست است و با رندان حریفی می‌کند

می‌رود در بر خوش و در بحر خوش‌تر می‌رود

آفتاب حسن او مه را نوازش کرده است

با دل روشن به هرجا خوب و در خور می‌رود

هرکه در راه خدا ره می‌رود همراه ماست

لاجرم همراه ما راه پیمبر می‌رود

در چنان بحر محیطی زورقی افکنده‌ایم

بادبان افراشته کشتی به لنگر می‌رود

نعمت الله رهبر و شیرازیان همراه او

عاشقانه بر سر الله اکبر می‌رود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به موضوع عشق و خرد می‌پردازد. عقل دوراندیش به جاهای مختلف می‌رود و در جستجوی نیکی است. عشق در حال سرمستی و خوشی است و با دوستان خود به سوی زیبایی‌ها می‌رود. آفتاب زیبایی یکی را نوازش می‌کند و در هر جا که می‌رود از خود روشنی به جای می‌گذارد. هر کس که در مسیر خدا قدم بزند، به جمع رفقای راه حق می‌پیوندد. همچنین، شاعر اشاره به توانایی و همراهی مردم در مسیر الهی دارد و از نعمت‌های الهی سخن می‌گوید که همه با عشق و ایمان به سوی خداوند حرکت می‌کنند.