نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۵۱۳ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

آب چشم ما به هر سو می رود

گر به چشم ما نشینی خوش بود

چشم ما تا دید روی او به خواب

بی خیالش یک زمانی نغنود

این نصیحت گوش کن می نوش کن

در خمار افتد هر آن کو نشنود

عشق سلطانست و تخت دل گرفت

عقل مسکین چون کند گر نگرود

تخم نیکی کار و بدکاری مکن

هر که کارد هر چه کارد بدرود

عاشق رندی که او سرمست ماست

از در میخانهٔ ما کی رود

نعمت الله در خرابات مغان

هر که بیند در پی او می رود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساسات عاشقانه و جستجوی خوشبختی در عشق می‌پردازد. شاعر می‌گوید که اشک او به سمتی می‌ریزد که اگر معشوق در کنار او باشد خوشحال‌تر می‌شود. او در خواب به زیبایی معشوق می‌نگرد و از خیال او لذت می‌برد. شاعر به شنونده نصیحت می‌کند که از لذت عشق بهره‌مند شود، زیرا هر که این را نادیده بگیرد، در عشق دچار خمار و غم خواهد شد. عشق را به عنوان پادشاهی در دل می‌داند و عقل را ناتوان در برابر آن می‌بیند. او همچنین توصیه می‌کند که عمل نیکی انجام دهند و از بدی دوری کنند. در پایان، به رندی اشاره می‌شود که همواره در پی عشق و میخانه است، و خوشبختی در جستجوی محبت الهی در خرابات مغان است.