غزل شمارهٔ ۵۲ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
پادشاه و پادشاهی ما و درویشی ما
عاقلان و آشنائی ما و بی خویشی ما
در میان عشقبازان ما کمیم از هر یکی
از کمی ماست در عالم همه بیشی ما
خواجه گر دارد غنا آرد غنائی بر غنا
از غنای خواجه خوشتر فقر درویشی ما
بنده دلریش سلطانیم و مرهم وصل اوست
عاقبت رحمی کند سلطان به دلریشی ما
صورت سید که دیدی آخرش خوانی رواست
معنی او را نگر دریاب این پیشی ما
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان رابطهای عمیق بین انسانها و خداوند، به ویژه درویشان و پادشاهان میپردازد. شاعر به تفاوتهای ظاهری و باطنی بین ثروتمندان و درویشان اشاره میکند و میگوید که درویشی، حتی با فقرش، در واقع غنای درونی بیشتری دارد. او تاکید میکند که عشق و محبت نسبت به خداوند و پادشاهی معنوی، ارزشمندتر از ثروت مادی است. در نهایت، شاعر دعوت میکند که به عمق معانی و زیباییهای درونی آنچه که ظاهری است، توجه کنیم.