غزل شمارهٔ ۵۳ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
ما بنده درویشیم شاها نظری فرما
صاحب نظری شاها ما را نظری فرما
آنجا که مقام تست ما را نبود باری
باری ز سر احسان آنجا نظری فرما
تو ناظر و منظوری ما آینهٔ روشن
در آینهٔ روشن جانا نظری فرما
ما از نظر لطفت داریم بسی امید
نومید مکن ما را حالا نظری فرما
در هر چه نظر کردیم نور تو در آن دیدیم
با عقل از آن گفتیم اشیا نظری فرما
ای موسی بن عمران ز آتش نتوانی دید
در عین همه بنگر اسما نظری فرما
با سید سر مستان داری نظری شاها
از بهر دل سید ما را نظری فرما
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، گوینده از خداوند یا شاهی بزرگ تقاضا میکند که به او و بندگانش نظری کند و آنها را مورد لطف و رحمت خود قرار دهد. او به مقام بلند خداوند اشاره میکند و میگوید که در آن مقام کسی نمیتواند به او نزدیک شود، اما از سر احسان و لطف، خواهش میکند که به آنها نظر کند. گوینده با اشاره به نور و روشنایی، امید دارد که خداوند در زندگی و امورشان دخالت کند و از ناامیدی دور بمانند. او همچنین به داستان موسی بن عمران اشاره میکند که از آتش نمیتواند ببیند؛ و میخواهد بگوید که با درک خداوند، همه چیز در نظر او روشنی میگیرد. در نهایت، او از سید و سر مستان و مقام آنها نیز یاد میکند و باز هم درخواست نظری خاص از خداوند دارد.