غزل شمارهٔ ۵۲۲ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
مظهری باید که تا مظهر به او ظاهر شود
مظهر ار نیکو بود مظهر نکو ظاهر شود
در دو آئینه یکی گر رو نماید بی شکی
در حقیقت یک بود اما دور رو ظاهر شود
زلف او را برفشان از نور روی او ببین
تار مو ز کفر و ایمان مو به مو ظاهر شود
خوش درین دریا درآ و یک زمان با ما نشین
تا به تو آب حیاتی سو به سو ظاهر شود
یک سر مو گر حجابی هست بردارش ز پیش
چون حجاب تو نماند او به تو ظاهر شود
اظهر است از نور دیده در نظر ظاهر نگر
این چنین ظاهر نکوئی تا که چو ظاهر شود
نعمت الله چون ز خود فانی شده باقی به اوست
هر که او فانی شود از خود به او ظاهر شود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دربارهی مفهوم "مظهر" و "ظهور" است. در آغاز، شاعر بیان میکند که برای اینکه یک مظهر ظاهر شود، باید ویژگیهای نیکو داشته باشد. سپس به تشبیهها و مثالهایی چون آیینه و زلف پرداخته و توضیح میدهد که در واقع همه چیز واحد است، اما در ظاهر مختلف به نظر میرسد. شاعر همچنین به اهمیت درک و حجابها اشاره میکند و میگوید که با از بین بردن حجابهای ذهنی و جسمی، حقیقت بیشتر نمایان میشود. در نهایت، او میگوید که هر کس خود را از دست دهد و به خداوند توجه کند، به حقیقت و جلوهای از او دست خواهد یافت.