نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۵۲۶ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

غرق دریاییم و ما را موج دریا می‌کشد

آبرو می‌بخشد و ما را به مأوا می‌کشد

عشق هرجایی است ما هم در پی او می‌رویم

او به هرجا می‌رود ما را به هرجا می‌کشد

در ازل بالانشین بودیم گویا تا ابد

جذبهٔ او می‌کشد ما را به بالا می‌کشد

ساغر گیتی‌نما پر می به رندان می‌دهد

خاطر مستانهٔ رندان ما را می‌کشد

با سر زلفش در افتادیم و سودایی شدیم

دل به دست زلف او دادیم و دریا می‌کشد

خاک پایش توتیای دیدهٔ بینای ماست

از برای روشنی در چشم بینا می‌کشد

در کش خود می‌کشد ما را به صد تعظیم و ناز

این کشاکش خوش بود چون سید ما می‌کشد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره تجربه‌ای عمیق از عشق و وابستگی به یک موجود معشوق است. شاعر به توصیف حالتی می‌پردازد که در آن انسان گرفتار و غرق امواج عشق است. این عشق همواره انسان را به سمت خود می‌کشد و در عین حال، به او آبرو و هویت می‌بخشد. با اشاره به جذبه و کشش معشوق، شاعر بیان می‌کند که عشق در هر کجا وجود دارد و او نیز در پی آن است. از زلف و زیبای معشوق صحبت می‌کند که دل را به خود جلب می‌کند و به انسانی که عاشق است، جذابیت می‌بخشد. در نهایت، این احساس کشش و خضوع در برابر معشوق به زیبایی توصیف شده است، که همچون عبادت و تعظیم به اوست.