نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۵۲۷ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

دل دگر ما را به مأوا می‌کشد

خاطر ما سوی دریا می‌کشد

جذبهٔ او می‌کشد ما را مدام

حاکمست او می‌کشد یا می‌کشد

کشتهٔ عشقم و بر خاک درش

اوفتاده کشتگان را می‌کشد

در کشاکش عالمی آورده است

نه تن تنها که تنها می‌کشد

میل ما دایم سوی بالا بود

لطف او ما را به بالا می‌کشد

در خرابات مغان بزم خوشی است

عشق عاشق را به آنجا می‌کشد

زلف سید دل ز یاران می‌برد

و از خیالش سر به سودا می‌کشد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر احساسات قوی خود را نسبت به عشق و جذبه‌ای که او را به سوی معشوق می‌کشاند، بیان می‌کند. دل شاعر به سمت مأوا و دریا کشیده می‌شود و او خود را در جاذبه عشق رها می‌بیند. عشق او را به جایی می‌برد که حتی در میان کشتگان عشق به زمین افتاده، احساس زندگی و پیوند عمیق وجود دارد. این میل و اشتیاق همیشه به سمت بالا و به سوی مقام و مکانی عالی است. شاعر همچنین به فضایی خوشی در خرابات مغان اشاره می‌کند که عشق و لذت در آنجا جاری است. در نهایت، زلف معشوق و خیال او نیز تأثیر عمیقی بر احساسات عاشق دارد.