نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۵۳۱ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

دل سوی صاحب جمالی می کشد

هر زمان نقش خیالی می کشد

هر نفس بر لوح جانم صورتی

از مثال بی مثالی می کشد

می کشد ما را محول سو به سو

هر دم از حالی به حالی می کشد

غم کجا گردد به گرد آن دلی

کز هوای او ملالی می کشد

عقل ناقص کی کشد ما را چو ما

عشق یاری بر کمالی می کشد

گر به میخانه کشد رندی تو را

خوش برو نیکو خصالی می کشد

سیدم ساقی و جان من حریف

دم به دم جام زلالی می کشد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره کشش و جذبه‌ای است که دل به سوی محبوبی دارد. شاعر بیان می‌کند که هر لحظه تصویری از معشوق در ذهنش شکل می‌گیرد و این جذبه او را از حالتی به حالتی دیگر می‌کشاند. غم و ملال در دل کسی که در هوای محبوب است، جایی ندارد. عقل معمولی نمی‌تواند این نوع عشق و تمایل را درک کند و عشق به کمال و زیبایی می‌انجامد. شاعر همچنین به میخانه و خوشی‌های آن اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که این احساسات و جذبه‌ها انسان را به سوی زیبایی و خوشی می‌کشاند. در پایان، شاعر از ساقی و دوستش یاد می‌کند که در هر دم، جامی پر از زلالی و صفا به او می‌دهد.