غزل شمارهٔ ۵۳۵ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
هر کسی نقشی بر آبی می کشند
یا خیالی سوی آبی می کشند
گرچه می بندند نقشی درخیال
پیش مه رویم نقابی می کشند
می کشندم در خرابات مغان
گوئیا مست و خرابی می کشند
عاشقیم و عاشقان را بی حساب
می کشند و در حسابی می کشند
ما در میخانه را بگشوده ایم
باده نوشان خوش شرابی می کشند
سایه بان نعمت الله در نظر
بر مثال آفتابی می کشند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بررسی نقشها و خیالاتی میپردازد که افراد در زندگی خود ایجاد میکنند. شاعر به نوعی بیانگر این است که هر کس به طریقی در حال نقشآفرینی و فرار از واقعیتهاست. او اشاره میکند که گاهی در خرابات و مکانهای نابهنجار زندگی میکنیم و به نوعی در دام عشق و مستی گرفتار آمدهایم. در نهایت، شاعر بر این نکته تأکید دارد که در میخانهای باز به سر میبرند که در آن بادهنوشان و عاشقان بیحساب میگردند و لحظاتی از زندگی را زیر سایه نعمت و خوشی سپری میکنند.