غزل شمارهٔ ۵۳۶ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
می محبت او راحتی به جان بخشد
حیات طیبه و عمر جاودان بخشد
بنوش جام شرابی که نوش جانت باد
که لطف ساقی ما رند را به آن بخشد
ز قبله سر کویش دگر نپیچم روی
اگر خدای مرا بعد از این امان بخشد
چه پادشاه کریم است حضرت سلطان
هزار گنج به هر بنده رایگان بخشد
به عشق داغ محبت نهاده ام بر دل
ببین نشان محبت که آن نشان بخشد
کمال بخشش ساقی نگر که رندان را
شراب و نقل فراوان به هر زمان بخشد
چنانکه سید ما بخشش از خدا دارد
عجب مدار که او نیز آن چنان بخشد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از تاثیر محبت و رحمت خدا سخن میگوید که به جان انسان راحتی و حیات جاودان میبخشد. او به نوشیدن شراب به عنوان نمادی از لطف و رحمت ساقی اشاره میکند و بر این نکته تأکید میکند که تنها در راستای عشق و محبت میتواند زندگی معناداری داشته باشد. شاعر به برکتهای مقام سلطانی اشاره میکند که به بندگان خود انواع نعمتها میدهد و به عشق و محبت عمیق خود بر دل اشاره میکند. در پایان، به کمال بخشش ساقی که به رندان نعمت و شراب میدهد میپردازد و به مقام سید و رابطهاش با خداوند اشاره میکند، که نشاندهنده بخششهای خداوند است.