نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۵۴۰ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

می خمخانه ای به ما بخشید

این سعادت به ما خدا بخشید

گنج اسما نثار ما فرمود

پادشاهی به این گدا بخشید

جام گیتی نما به ما پیمود

دیدهٔ روشنی مرا بخشید

دُردی درد او بسی خوردیم

دُرد دردش به ما دوا بخشید

بندهٔ خویش را عطائی داد

کرد آزاد و ملکها بخشید

در همه آینه جمال نمود

از همه رو به ما لقا بخشید

ما چو فانی شدیم ازعالم

جاودان منصب بقا بخشید

بخشش اوست هرچه ما داریم

کس نگوید که او چرا بخشید

نعمت الله روانهٔ ما کرد

این چنین نعمتی به ما بخشید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به نعمت‌ها و بخشش‌های خداوند اشاره دارد. شاعر از خمخانه‌ای سخن می‌گوید که به آنها داده شده و از سعادت، گنج اسما، و پادشاهی‌ای که به یک گدا عطا شده، صحبت می‌کند. او از چشم‌روشنی و درمان دردها نیز یاد می‌کند و بیان می‌کند که خداوند بندگانش را آزاد کرده و به آنها ملکت و جاودانگی عطا کرده است. در نهایت تأکید می‌کند که همه نعمت‌ها از آنِ خداست و هیچ‌کس نمی‌تواند از او بپرسد چرا چنین می‌کند.