غزل شمارهٔ ۵۴ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
بحر در جوش است و رو دارد به ما
گوهر دریا همی بارد به ما
گنج اسما حضرت سلطان عشق
یک به یک مجموع بشمارد به ما
ما امینیم و امانت آن اوست
هر چه او بسپرد بسپارد به ما
کشت ما از خشکسالی ایمنست
رحمتش پیوسته می بارد به ما
باز یارم میل یاری می کند
تخم نیکی نیک می کارد به ما
دارم امیدی که لطفش از کرم
مائی ما هیچ نگذارد به ما
خاطر موری ز ما آزرده نیست
سید ما کی بیازارد به ما
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان احساسات عمیق محبت و اعتماد نسبت به حضرت عشق میپردازد. شاعر از نعمتهای فراوانی که از جانب این عشق الهی به او میرسد سخن میگوید و به این نکته اشاره میکند که همه چیز به امانت اوست و ما امین آن امانت هستیم. همچنین، در مصادیق رحمت و لطف او و بینیازی او از ما تأکید میکند. شاعر امیدوار است که همیشه در سایهی محبت و کرم او قرار بگیرد و بخشی از رحمت او باشد، در حالی که به یک ارتباط نزدیک و مملو از محبت بین خود و خدا نیز اشاره میکند. در انتها، به محبت و مهربانی سید عشق اشاره میکند و اطمینان دارد که هیچ کینهای از وی نخواهد داشت.