غزل شمارهٔ ۶۰ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
یار من بی یار کی ماند مرا
خسته و بیمار کی ماند مرا
گرچه بیمارم ولی دارم امید
کو چنین بیمار کی ماند مرا
شادمانم گرچه غمها می خورم
غمخورم غمخوار کی ماند مرا
من چنین مخمور و او مست و خراب
بر در خمّار کی ماند مرا
کار بیکاریست کار عاشقان
عشق او بیکار کی ماند مرا
سر پر از سودا و هم کیسه تهی
بر سر بازار کی ماند مرا
گر نباشد صدق من صدیق وار
سیدم در غار کی ماند مرا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر احساس تنهایی و درد عاشق است. شاعر از بییار بودن و خستگیاش میگوید و با وجود بیماریاش، امیدی در دل دارد. او در عین غم، شادمان است و به یاد دوستش، غم را تحمل میکند. شاعر به نقش عشق در زندگی عاشقان اشاره میکند و از بیکاری ناشی از عشق صحبت میکند. در نهایت، او درباره صداقت و حقیقت در عشقش تأکید میکند و از وضعیت خود در این مسیر سخن میگوید.