غزل شمارهٔ ۵۴۱ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
جام گیتی نما به ما بخشید
دولتی خوش به ما خدا بخشید
نظری کرد و گنج هر دو سرا
پادشاهی به یک گدا بخشید
می خمخانهٔ حدوث و قدم
ساقی مست ما به ما بخشید
دُردی درد دل بسی خوردیم
عاقبت درد را دوا بخشید
نقد مجموع مخزن اسرار
کرم او به ما عطا بخشید
حاکم است او هر آنچه خواست کند
کس نگوید که او چرا بخشید
نعمت الله به ما عطا فرمود
خوش نوائی به بینوا بخشید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان نعمتها و برکاتی میپردازد که خداوند به انسانها بخشیده است. شاعر از جام گیتینما و دولتی که خداوند به او عطا کرده، یاد میکند و به اینکه پادشاهی به یک گدا داده شده اشاره میکند. همچنین به میخانه و ساقی اشاره دارد که شادی و لذت را به او هدیه میدهد. شاعر همچنین درباره دردهایی که تجربه کرده و سرانجام درمان آنها صحبت میکند. او به کرم و بخشش خداوند اشاره کرده و بیان میکند که خدا هر آنچه بخواهد انجام میدهد و کسی نمیتواند در اینباره سوال کند. در نهایت، شاعر میگوید که خداوند نعمتها و خوشنوایی را به بندگان نیازمند خود عطا کرده است.