نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۵۴۴ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن مفاعیلن (هزج مسدس اخرب مقبوض)

آفتابی به ماه پیدا شد

صورت و معنئی هویدا شد

ظاهر و باطنی به هم بنمود

اول و آخری مهیا شد

در همه آینه یکی بیند

دیدهٔ روشنی که بینا شد

آمد و شد حقیقتا خود نیست

به مجاز است کآمد و یا شد

به خرابات رفت خاطر ما

چون از آنجاست باز آنجا شد

جان دریا دلم قفس بشکست

مرغ آبی به سوی مأوا شد

نعمت الله خدا به ما بخشید

نقد سید به بنده پیدا شد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این اشعار، شاعر به توصیف ظهور حقیقت و وحدت می‌پردازد. او به ارتباط بین ظواهر و باطن‌ها اشاره می‌کند و به این نکته می‌پردازد که همه چیز در ذات خود واحد هستند. همچنین، از تجربه‌های شخصی و تحولات درونی یاد می‌کند، مانند پرواز روح و جستجوی آرامش. شاعر در نهایت بر نعمت‌های الهی تأکید دارد و به ظهور یک حقیقت معنوی اشاره می‌کند که به زندگی انسان معنا و عمق می‌بخشد.