نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۵۴۷ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

سلطان سراپردهٔ میخانه کجا شد

از مجلس رندان خرابات کجا شد

معنیش هم اینجاست اگر صورت او رفت

پنهان ز نظر گشت نگوئی که فنا شد

هر رند که در کوی خرابات درآمد

از دار فنا آمد و با دار بقا شد

ما جام حبابیم و پر از آب حیاتیم

سیراب شود هر که چو ما همدم ما شد

سلطان سراپردهٔ میخانه عالم

از ذوق گدایان خرابات گدا شد

صوفی به صفا دُردی دردش چو بنوشد

این درد بود صافی و آن درد دوا شد

یاری که چو ما بندگی سید ما کرد

هرچند گدا بود شه هر دو سرا شد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به تمثیل و تصویرسازی از میخانه و رندی می‌پردازد. سوال می‌کند که سلطان میخانه (نمادی از خوشی و آزادی) کجا رفته است و به تغییرات آن اشاره می‌کند. او می‌گوید که اگر ظاهراً چیزی از بین برود، حقیقت آن پابرجاست و فنا نمی‌شود. رندانی که به میخانه می‌روند، از دنیای فانی به دنیای باقی در می‌آیند. شاعر همچنین اشاره به حیات و سرزندگی دارد و می‌گوید که هرکس با آنها همدل شود، سیراب می‌شود. در نهایت، به رابطه صوفی با درد و صفا و همچنین بندگی در راه خدایی اشاره می‌کند و می‌گوید که گدایان نیز ارزشمندند و در نزد خدا بزرگ می‌شوند.