غزل شمارهٔ ۵۵ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خرم آن دل که شود محرم اسرار شما
دلخوش آن کس که بود عاشق دیدار شما
همت قاصر اگر می طلبد حور و قصور
همت عالی ما هست طلبکار شما
چشم من روی شما هم به شما می بیند
دیده ام نور خداوند ز انوار شما
دو جهان را بفروشیم به یک جرعهٔ می
گر خریدار بود بر سر بازار شما
بزم عشقست شما عاشق و ما مست و خراب
تا ابد لطف خدا باد نگهدار شما
جان چه باشد که کنم در قدمت ایثارش
قاصرم گر همه عالم کنم ایثار شما
نعمت الله ز خدا وصل شما می خواهد
هست امیدش که رسد باز به دیدار شما
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و دلدادگی به معشوق است. شاعر به زیبایی و رازآلودگی معشوق اشاره میکند و میگوید که دل خوشی و آرامش در وصال اوست. او به عظمت عشق اشاره کرده و بیان میکند که ارزش دو جهان را به یک نگاه یا جرعه از معشوق میدهد. همچنین به اهمیت و لطف خدا در راه دیدار معشوق اشاره کرده و میگوید که اگر همهی عالم را هم قربانی کند، باز هم قاصر است و نمیتواند حق عشق را ادا کند. در نهایت، شاعر به امید وصال و دیدار معشوق با الطاف خدا تأکید میکند.