غزل شمارهٔ ۵۹ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
همه عالم تو را و او ما را
طلب او کن و بجو ما را
سر زلفش به دست ما افتاد
می نمایند مو به مو ما را
غرق بحریم تا نپنداری
تشنه جویای آب جو ما را
ما خراباتیان سر مستیم
جام می آن تو سبو ما را
نعمت الله رند سرمست است
می کشد باز سو به سو ما را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این ابیات به تمایل و جستجوی انسان برای خدا اشاره میکند. او میگوید که همهی مخلوقات به دنبال خدا هستند و اگر کسی به دنبال او باشد، میتواند ما را نیز پیدا کند. زیباییهای وجود او و عشق به او در زلفش نمایان است. شاعر همچنین به حال مستی و سرخوشی خود اشاره میکند و میگوید که در حال نوشیدن میباشد و حالتی از شیدایی دارد. در کل، این اشعار نگاهی عمیق به عشق، جستجو و حالتی از فنا در عشق الهی دارد.