غزل شمارهٔ ۵۵۷ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
به جز میخانه جای ما نباشد
هوائی چون هوای ما نباشد
بیا دُردی دردش نوش میکن
که خوشتر زین دوای ما نباشد
نیابد پادشاهی یا ولایت
اگر سلطان گدای ما نباشد
بقای جاودان داریم از عشق
غم ما از فنای ما نباشد
به صدق دل به جانان جان سپردیم
به غیر او جزای ما نباشد
خدای هر دو عالم جز یکی نیست
یکی دیگر خدای ما نباشد
به جز انعام عام نعمت الله
نوای بی نوای ما نباشد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این اشعار، شاعر به احساس عمیق عشق و دوستی اشاره دارد و بر این باور است که هیچ جای دیگری جز میخانه (به عنوان نمادی از محبت و دوستی) وجود ندارد. او از درد و رنجی که در عشق تجربه میکند، صحبت میکند و میگوید که این درد خوشتر از هیچ دارویی نیست. شاعر همچنین بر اهمیت عشق به عنوان مسبب بقای جاودان زندگی تاکید میکند و بیان میکند که تنها یک خدا وجود دارد و هیچ خدایی جز او نیست. در نهایت، شاعر بر نعمتهای الهی و اهمیت تکیه بر عشق و محبت تاکید میکند.