نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۵۶ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

بیا ای ساقی مستان خدا را

که مشتاقند سر مستان خدا را

اگر خرقه نمی گیری گروگان

بده جامی به درویشان خدا را

طبیب دردمندانی نظر کن

که دارم درد بی درمان خدا را

برو ای عقل سودائی چه جوئی

ز جان بی سر و سامان خدا را

ز سر مستان گلشن ذوق ما جو

که کم دانند هشیاران خدا را

خراباتست و ما مست و خرابیم

حریف مست می خواران خدا را

نباشم یک دمی بی نعمت الله

که پیدا دیدم و پنهان خدا را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر دعوت به شادی و می‌نوشی است. شاعر از ساقی می‌خواهد که شراب عشق الهی را به او بدهد و او را در این حالت مستی و شور زندگی شریک کند. او به دردمندان اشاره می‌کند و از عقل خود می‌خواهد که از جستجوی بی‌مورد دست بکشد. شاعر خود را در دنیای خرابات و مستی می‌بیند و به نعمت‌های خداوند اشاره می‌کند که حاضر است و نهان است. در کل، شعر در پی لذت‌بردن از زندگی و ارتباط با خداوند است.