نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۵۶۳ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن مفاعیلن (هزج مسدس اخرب مقبوض)

هر که را شیخ آن چنان باشد

شرفش بر همه جهان باشد

دایره ای کرد او بود پرگار

او چو قطب است و در میان باشد

صورتش خلق و معنیش حق است

راحت جان انس و جان باشد

هر که با او نشست سلطان شد

زانکه او پادشه نشان باشد

هرچه خواهی از او همان یابی

زان که او را هم این هم آن باشد

همه محکوم حضرتش باشند

حکم او بر همه روان باشد

نعمت الله مرید حضرت اوست

لاجرم پیر عاشقان باشد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره مقام و منزلت شیخی است که مورد اشاره قرار گرفته است. شاعر بیان می‌کند که چنین شیخی، شرافتش بر همه جهان می‌افزاید و مانند قطب در دایره وجود است. او هم صورت انسانی دارد و هم معانی الهی را در خود دارد. نشستن در محفل او باعث می‌شود فرد به مقام والایی برسد، زیرا او مانند پادشاهی بزرگ است. هر چیزی که از او بخواهی، به دست می‌آوری و همه در برابر او تسلیم هستند. در نهایت، نعمت الهی در پیروی از اوست و او پیر و راهنمای عاشقان می‌باشد.