غزل شمارهٔ ۵۶۸ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
ناز با یار غار خوش باشد
آن میان در کنار خوش باشد
نقش رویش خیال می بندم
در نظر آن نگار خوش باشد
عشق او آفتاب تابان است
مهر او بی غبار خوش باشد
نور او را به نور او بنگر
آن نهان آشکار خوش باشد
لیس فی الدار غیره دیار
در چنین دار یار خوش باشد
در همه چون جمال او پیداست
گر یکی ور هزار خوش باشد
بلبل مست و صحبت سید
بابت گلعذار خوش باشد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و شیرینی عشق اشاره دارد. شاعر از خوشی و آرامش در کنار معشوق میگوید و عشق او را مانند آفتاب تابان توصیف میکند. او به زیباییهای ظاهری و باطنی معشوق اشاره میکند و میگوید که در کل هستی، جمال او چشمنواز است. همچنین سفر در عشق را مهم میداند و بر این باور است که تنها در کنار یار، زندگی خوش و با ارزش است. در نهایت، این شعر فضایی پر از عشق و شوق را به تصویر میکشد.