نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۵۷۱ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ما عاشق و مستیم کرامات چه باشد

ما باده پرستیم مناجات چه باشد

ما همدم رندان سراپردهٔ عشقیم

در خلوت ما حالت طامات چه باشد

گفتیم چنان است چنین بود که گفتیم

اینست کرامات کرامات چه باشد

ما عاشق مستیم ز جام می وحدت

خود کثرت معقول و خیالات چه باشد

چون خلوت ما گوشهٔ میخانهٔ عشق است

با منزل ما راه و مقامات چه باشد

ای زاهد سجاده نشین کعبه کدام است

وی عاشق میخواره خرابات چه باشد

سید چو همه اوست چه پیدا و چه پنهان

احوال بدایات و نهایات چه باشد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به بیان عشق و مستی خود می‌پردازد و از کرامات و ویژگی‌های عشق صحبت می‌کند. او عاشقان را همدم رندان در عشق می‌داند و اشاره می‌کند که در خلوت عاشقانه، کرامات و حالت‌های معنوی آن‌ها چه معنایی دارد. شاعر با اشاره به باده پرستی و می‌خواری، به وحدت و کثرت نیز می‌پردازد و می‌پرسد که حال و مقام‌های معنوی در میخانه عشق چگونه است. در نهایت، او به زاهدان که در سجاده نشسته‌اند و به عاشقانی که در خرابات به سر می‌برند، تضاد می‌زند و از سید که همه چیز را می‌داند، می‌پرسد که احوال اولیه و انتهای چه معنایی دارد.