غزل شمارهٔ ۵۷۵ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
نقش خیال عالم عارف به خواب بیند
صورت چو جام یابد معنی شراب بیند
دریادلی که چون ما در بحر ما درآید
موج و حباب و قطره در عین آب بیند
چون نور آفتابست در روی ماه پیدا
هم ماه را بیابد هم آفتاب بیند
تو تشنه در بیابان دایم سراب بینی
عارف چو ما سرابی اندر سراب بیند
رندی که در خرابات با ما دمی برآرد
هر کس که بیند او را مست و خراب بیند
هر کو حجاب دارد او در حجاب ماند
گر بی حجاب گردد او بی حجاب بیند
در گلستان سید خوش بلبلان مستند
هر گل که او بچیند در گل گلاب بیند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به تصویرسازی مفاهیم عمیق عارفانه پرداخته و از دنیای خیال و حقیقت صحبت میکند. شاعر به توصیف حالاتی از خواب و بیداری میپردازد که در آن عارفان با دیدی فراتر، حقیقت را مشاهده میکنند. در این عالم، عارف مانند کسی است که در دریای عشق غوطهور است و تمامی جلوههای عشق و وجود را در عین حقیقی و معنوی میبیند. شاعر به تدریج به کشف معانی زیرین هستی و زیباییهای آن اشاره میکند و به تفکر در مورد عشق، مستی و حقیقت میپردازد. برای عارف، زیباییها و مفاهیم نهفته در عالم همانند گلهای یک گلستان هستند که هر کدام میتوانند معنای خاصی را نمایان کنند. از این رو، در دنیای عارفان، هر کدام از تصاویر و عواطف، بازتابی از حقیقت میباشد.