نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۵۷۷ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

ما مریدیم و پیر ما مرشد

ره روانیم و رهنما مرشد

رو نوائی ز یار مرشد جو

که دهد بی ریا نوا مرشد

نبری ره به خانهٔ اصلی

گر نیابی در این سرا مرشد

روز و شب از خدای خود می جو

کاملی تا بود تو را مرشد

بحر ما را کرانه پیدا نیست

غرق آبیم و عین ما مرشد

دُرد دردش بنوش و خوش می باش

که کند درد تو دوا مرشد

هر که ارشاد نعمت الله یافت

دائما خواهد از خدا مرشد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان ارادت و تعلق خاطر شاعر به مرشد و راهنمایی روحانی او می‌پردازد. شاعر خود را مرید مرشد معرفی کرده و تأکید می‌کند که برای دستیابی به حقیقت و رشد در مسیر زندگی، باید به هدایت مرشد اعتماد کند. او از جستجوی نواهایی روحانی و بی‌ریا از یار و مرشد صحبت می‌کند و بر این نکته تأکید می‌نماید که انسان بدون راهنمایی نمی‌تواند به هدف اصلی خود دست یابد. شاعر به دعا و جستجوی خدا نیز اشاره دارد و این‌که وجود مرشد کامل می‌تواند داروی دردهای روحی باشد. در نهایت، او به عظمت نعمت هدایت و ارشاد الهی اشاره می‌کند و ابراز می‌دارد که کسی که از این نعمت بهره‌مند شود، همیشه در پی دیدن و درک بیشتر از خدا خواهد بود.