نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۵۸۰ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن مفاعیلن (هزج مسدس اخرب مقبوض)

چشم ما عین ما به ما بیند

هم به نور خدا ، خدا بیند

دیدهٔ ما ندیده غیری را

غیر چون نیست او که را بیند

هر که خودبین بود نبیند او

زانکه خودبین همه خطا بیند

هر که با ما نشست در دریا

عین ما آشنای ما بیند

عارفی کو جمال او را دید

دیده باشد به او چو وا بیند

دردمندی که درد می نوشد

هم از آن درد دل دوا بیند

به خرابات رندی ار آید

سید مست دو سرا بیند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی دید و بصیرت انسان می‌پردازد. شاعر می‌گوید که چشم ما نمی‌تواند خارج از خود را ببیند و تنها به نور خدا می‌تواند ببیند. کسانی که به خود مشغولند، توانایی دیدن حقیقت را ندارند و فقط خطاها را می‌بینند. اگر با کسی که در دریاست، هم‌نشینی کنیم، او را آشنا می‌بینیم. عارفان، با دیدن جمال خدا، دنیای خود را تغییر می‌دهند و دردهایی که می‌کشند، خود به خود به راهی برای درمان تبدیل می‌شود. در نهایت، شاعری که در خرابات و میان رندان است، می‌تواند بینشی عمیق به زندگی و دو دنیا پیدا کند.