غزل شمارهٔ ۵۷۹ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خوشست این دیدهٔ روشن که غیر او نمی بیند
اگر بیند کسی غیرش بگو نیکو نمی بیند
اگر چه دیدهٔ احول یکی را دو نماید رو
بحمدالله که چشم من یکی را دو نمی بیند
به چشم او توان دیدن جمال بی مثال او
به غیر روی ننماید کسی را رو نمی بیند
مراد مردم از دیده نظر کردن به روی اوست
و گر نه دیده ای نبود که روی او نمی بیند
به چشم ما نگاهی کن که نور چشم ما بینی
که چشم ما به غیر او کهن یا نو نمی بیند
نبیند چشم نابینا جمال ماه تابان را
اگر صد سال می گویم نداند چو نمی بیند
مگر سررشته گم کردی که این رشته دو تو دیدی
ببین در دیدهٔ سید که جز یک تو نمی بیند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دربارهی محبت و عشق به خداوند و دیدن حقیقت هست. شاعر بیان میکند که چشمهای روشن فقط جمال و زیبایی خدا را میبینند و نمیتوانند به چیز دیگری نظر کنند. حتی اگر کسی چشم نابینا باشد، نمیتواند زیبایی را تجربه کند. در اینجا تأکید بر این است که دیدن واقعی تنها به درک و شناخت ذات الهی تعلق دارد و هر چیزی غیر از آن مسخره و نادرست است. شاعر به این نکته اشاره میکند که اگر کسی جز خدا را ببیند، در واقع زیبایی را نمیبیند و فقط یک حقیقت وجود دارد که شایستهی دیدن است.