غزل شمارهٔ ۵۸۱ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
چه خوش چشمی که نور او به نور روی او بیند
چو نور روی او باشد همه چیزی نکو بیند
کسی کو را به خود بیند کجا من عارفش خوانم
من آن کس عارفش خوانم که نور او به او بیند
بود این رشتهٔ یک تو ولی احول دو تو یابد
چو گم کردست سر رشته از آن یک تو دو تو بیند
کسی کو مست شد از می چه داند جام و پیمانه
مگر رندی بود سرخوش که می نوشد سبو بیند
اگر آئینهٔ روشن محبی در نظر آرد
خود و محبوب در یک جا نشسته روبرو بیند
نبیند چشم دریا بین به غیر از عین ما دیگر
اگر سرچمه ای یابد و گر در آب جو بیند
خیالی گر پزد شخصی که سید غیر او دیده
بگو چون نیست غیر او نگوئی غیر چو بیند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این بیتها به زیبایی و عمق ارتباط میان عشق و حقیقت اشاره دارند. شاعر میگوید که فقط کسی میتواند جمال و نور محبوب را ببیند که خود را در آن نور بشناسد. اگر کسی تنها به جسم و ظاهر نگاه کند، از درک اصل و بنیاد عشق دور خواهد بود. همچنین، هر چه ما بیشتر از خود فاصله بگیریم و به دوگانگی دچار شویم، بیشتر از حقیقت دور خواهیم شد. در نهایت، شاعر به این نکته اشاره میکند که هر انسانی که غیر از حقیقت را ببیند، در واقع حقیقت را نمیشناسد و همه چیز در اصل به یک حقیقت واحد باز میگردد.