غزل شمارهٔ ۵۸۴ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
دل باز عزم کعبهٔ مقصود می کند
جانم سجود حضرت معبود می کند
عود دلم در آتش عشقش روان بسوخت
عیبم مکن اگر نفسم دود می کند
خوش آتشی و عود خوشی سوختم سوختی
این لطف او نگر که چه با عود می کند
آن کس که می خرد غم عشقش به کاینات
نیکو تجارتی و خوشی سود می کند
رندی که می رود به خرابات عاشقان
با او برو که میل به بهبود می کند
او آفتاب عالم و ما سایه بان او
چندان غریب نیست اگر جود می کند
سید به جود بنده معدوم خویش را
می بخشدش وجودی و موجود می کند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و ارادت به خداوند است. شاعر از عزم خود برای رسیدن به کعبه به عنوان مظهر معنویت صحبت میکند و ابراز میکند که جانش در این مسیر به سجده میافتد. او عشقش را مانند عودی میداند که در آتش سوخته و از این سوختن ناراحت نیست. شاعر به ارزش عشق اشاره میکند و میگوید کسی که غم عشق را برمیتابد، در واقع تجارتی نیکو کرده است. همچنین به رندانی اشاره میکند که به خرابات عاشقان میروند و در جستجوی بهبود و زیبایی هستند. در پایان، شاعر به عطای خداوند اشاره میکند که به بندگان خود وجود و حیات میبخشد. در کل، شعر به عشق و ارادت به خداوند، زیبایی و رهایی روح اشاره دارد.