غزل شمارهٔ ۵۹۱ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
دل عاشق نظر به جان نکند
خاطرش میل با جنان نکند
ای که گوئی که ترک رندی کن
رند سرمست آنچنان نکند
دنیی و آخرت مده که دلم
التفاتی به این و آن نکند
رند مستیم نام ما که برد
بینشان را کسی نشان نکند
جرعهٔ می به جان خرید دلم
کرد سودائی و زیان نکند
عاشق و رند مست او باشیم
عاشق انکار عاشقان نکند
نعمت الله حریف و می در جام
هیچکس توبه این زمان نکند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این اشعار، شاعر به احساسات و وضعیت عاشقانه خود اشاره میکند. او میگوید که دل عاشق نمیتواند به غیر از معشوق فکر کند و حتی به دنیا و آخرت نیز توجهی ندارد. شاعر به رند (نوعی دیوانگی عاشقانه) اشاره میکند و میگوید که هیچکس نمیتواند او را از این حالت مستی و محبت دور کند. او عاشق را به نوشیدن شراب (نمادی از عشق و سرمستی) دعوت میکند و بیان میکند که هیچکس نمیتواند از این عشق و حالتی که دارد، توبه کند. در نهایت، او بر این باور است که عاشق به انکار عشق نمیپردازد و به عشق و مستی ادامه میدهد.