غزل شمارهٔ ۶۰۳ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
هرکه جان در عشق جانان میدهد
عشق جانان کشته را جان میدهد
می فراوان است و ساقی بس کریم
می به سرمستان فراوان میدهد
شاهد ما بس لطیف و نازک است
بوسه بر روی حریفان میدهد
آبرو گر قطرهای پیشش بریم
در عوض دریای عمان میدهد
جود او بخشید عالم را وجود
لطف او پیوسته احسان میدهد
گنج را در کنج ویران مینهد
وآن نشان ما را به پنهان میدهد
سید ما دست دستان میبرد
بعد از آن دستی به دستان میدهد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و محبت به معشوق است. شاعر بیان میکند که عاشق، جان خود را به عشق معشوق میدهد و در عوض، جان میگیرد. عشق و شوق به معشوق بیپایان بوده و ساقی، شراب فراوانی به مستها میدهد. همچنین، معشوق لطیف و نازک است و با بوسههایش به دوستانش نیکی میکند. عشق او به اندازهای است که اگر کسی کمترین آبرو به او بدهد، در عوض دریای عظیمی به او میبخشد. محبت و بخشندگی او باعث وجود عالم شده و همواره بر احسانش افزوده میشود. شاعر همچنین به گنجینه عشق اشاره میکند که در ویرانیها پنهان است و در پایان، به مقام و شأن سید خود اشاره کرده و میگوید که او دستها را میگیرد و محبتش را تقسیم میکند.