غزل شمارهٔ ۶۰۵ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
معنی یکی و صورت او در ظهور صد
چه جای او که صورت او هست بی عدد
آئینه بی شمار و نماینده اش یکی
باشد صفات بی حد و ذاتش بود احد
کحال حاذقی طلب ای عقل بوالفضول
تا چشم روشن تو کند پاک از رمد
محتاج ماست عالم و ما بی نیاز از او
با غیرش احتیاج کجا باشد آن صمد
ما چون نبییم و همدم نائی لطف او
هر دم دمی جدید درین نی همی دمد
در دام ما درآید و دانه خورد ز ما
مرغی کز آشیانه توحید بر پرد
سید که میر مجلس مستان عالم است
با ما حریف باشد از این جام می خورد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به طور معنایی به توحید و یگانگی خداوند اشاره دارد. شاعر میگوید که خداوند در عین یگانگی، صفات بیحد و نامحدودی دارد. او به وجود خداوند به مثابه آینهای بیشمار مینگرد که تجلیات او در دنیا نمایان میشود. عقل را فرا میخواند که به شناخت و بصیرت برسد تا از ضایعات و نقصها پاکسازی شود. شاعر به نیازمندی انسان به خداوند اشاره میکند و میگوید که خداوند از هیچ چیز وابسته نیست. در نهایت، به لطف و عنایت خداوند اشاره دارد که هر لحظه به انسان تجلی نوینی میبخشد و انسان میتواند با خداوند ارتباطی نزدیک و دوستانه داشته باشد.