غزل شمارهٔ ۶۰۸ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)
ما به تو هستیم و تو هستی به خود
غیر تو را هست نگوید خرد
غیر یکی در دو جهان هست نیست
گرچه نماید به ظهور آن دو صد
ذات یکی و صفتش بی شمار
شیخ یکی خرقهٔ او بی عدد
وحدت و توحید و موحد یکیست
در نظر عارف ذات احد
نور جمالش بنماید عیان
در بصر هر که نباشد رمد
نیست شود هر چه بود غیر او
گر نکند از نفس خود مدد
سید ما با تو نگویم که کیست
در بر ما آینهٔ در نمد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن بیانگر مفهوم وحدت و توحید در عرفان است. شاعر تأکید میکند که همه چیز در وجود خداوند واحد و یگانه است و هر آنچه غیر از اوست، واقعاً وجود ندارد. همه موجودات و صفات آن ذات مجرد و نامتناهیاند. برای عارف، مظاهر خداوند روشن و نمایان است، و در حقیقت هر چیزی که غیر از او باشد، در واقع وجود نخواهد داشت. در نهایت، این شعر به اتحاد و همسویی با ذات خداوند میپردازد و نشان میدهد که برتری و حقیقت در یکپارچگی و وحدت نهفته است.