غزل شمارهٔ ۶۱۰ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
توحید و موحد و موحد
این جمله طلب کنش را حمد
یک فاعل و فعل او یکی هم
گه نیک نماید و گهی بد
خمخانه و جام و ساقی ما
می جوی ولی ز مجلس خود
هر چند که عقل ذوفنون است
اما بر عاشقان چه سنجد
در هر دو جهان یکیست موجود
هر لحظه به صورتی مجدد
یک حرف و معانی فراوان
یک نقطه و اعتبار بی حد
دریاب به ذوق قول سید
ای سائل کامل سرآمد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن درباره توحید و وحدت وجود است. شاعر اشاره میکند که در عالم وجود، فاعل و فعل یکسان هستند و این وجود در هر لحظه به صورتی جدید خود را نشان میدهد. او به زیبایی و پیچیدگی معانی اشاره کرده و تأکید میکند که وجود در دو جهان یکی است. با وجود عقل و دانش، درک عمیق این مفاهیم تنها برای عاشقان ممکن است. در نهایت، شاعر از خواننده میخواهد که با ذوق و فهم عمیق به این سخنان توجه کند.