نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۶۱۱ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)

از سر ذوق دیده ام عین یکی و نام صد

ذات یکی صفت بسی خاص یکی و عام صد

حسن یکی و در نظر آینه بی شمار هست

روح یکی و تن هزار باده یکی و جام صد

گر به صد آینه یکی رو بنمود صد نشد

نقش خیال او صد و صد نشد آن کدام صد

همدم جام پر میم ساقی مجلس ویم

پیش یکی گرفته ام ساغر می مدام صد

نام یکی اگر یکی صد نهد ای عزیز من

صد نشود حقیقتش یک بود او به نام صد

در دو جهان خدا یکی نیست در آن یکی شکی

ملک بسی ملک یکی شاه بسی غلام صد

عاشق و مست و واله هم همدم نعمة اللهم

نوش کنم به عشق او ساغر می به کام صد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

غزل به زیبایی به یگانگی و کثرت اشاره دارد. شاعر بیان می‌کند که با وجود اینکه ظاهر و نام‌ها مختلف‌اند، در حقیقت همه چیز به یک اصل واحد بازمی‌گردد. او به دوگانگی در آینه‌های مختلف و تجلیات متعدد اشاره می‌کند، هرچند در نهایت همه اینها به یک حقیقت واحد منتهی می‌شود. این بیت‌ها از عشق و حالاتی که از می و محبت الهی ناشی می‌شود، سخن می‌گویند و به نوعی تأکید بر اتحاد در عشق و وجود الهی دارند. در نهایت، شاعر اشاره می‌کند که اگرچه در ظاهر نام‌ها و شکل‌ها متفاوت‌اند، اما در واقع همه اینها نه به کثرت که به یگانگی برمی‌گردند.