غزل شمارهٔ ۶۱۳ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن مفاعیلن (هزج مسدس اخرب مقبوض)
هرکه فانی شود بقا یابد
خوش بقائی از این فنا یابد
آنکه نام و نشان خود گم کرد
آنچه گم کرده است وایابد
بنده ای کو گدای سلطان است
پادشاهی دو سرا یابد
هر که با بینوا دمی دم زد
خوش نوائی ز بینوا یابد
غرق بحر محیط هر که شود
عین ما را به عین ما یابد
عشق مست است و عقل مخمور است
ذوق مستان ما کجا یابد
نعمت الله که نور دیدهٔ ماست
نور او را به دیده ها یابد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره مفهوم فنا و بقا صحبت میکند و به این نکته اشاره دارد که تنها با فانی شدن در دنیا، میتوان به بقا و جاودانگی دست یافت. فردی که خود را از نظر نام و نشان گم کند، واقعاً به آنچه گم کرده، نزدیکتر میشود. همچنین اعلام میکند که بندهای که به سلطانی خدمت میکند، زندگی دوگانهای از پادشاهی تجربه خواهد کرد. دوستی و همدلی با افراد نیازمند نیز باعث میشود شخص به خوشنوازی و نیکوسرشتی دست یابد. در نهایت، تأکید میشود که عشق میتواند انسان را به عمق وجودش رهنمون کند و نعمتهای الهی دیدگان ما را روشن خواهد کرد.